خیره بماند بردرت،دیده انتظار من

ره ندهی اگر مرا وای به روزگار من

من بخدا به هیچکس درد دلی نکرده ام

بند به آب میدهد چهره ی زرد و زارمن

دل زتو شکوه کرد و من،از دل خودجداشدم

ربط نداشت بیش از این کار کسی به کار من