یادمه اون دم اخر

با چشام بهت

میگفتم میری و من

تا همیشه یاد این

لحظه می افتم

باورم نمیشد هرگز

که جدایی در کمینه

مرگ من با رفتن

تو به اخر رسیده/

        حالا از وقتی که

 رفتی بغض عالم تو

گلومه تنها یکبار تورو دیدم این تمومه ارزومه/

کاشکیی بودی و َمیدیدی من بی تو چه حالی دارم تو شبای تلخ گریه شونهاتو کم میارم/ درد بی تو زنده بودن بخدا درد کمی نیست توی قلب خسته ی من غیر تو

    جای کسی نیست...