حسرت
از درد بی کسیت دارم یواش یواش زار میزنم... تو تموم قصه ها اسمتو فریاد میزنم...میخوام بگم دوستت
دارم عاشقتم تا اخرش... رسمش نبود که بی وفا منو کشتی از اولش... هیچی نخواستم غیر تو و
دوستداشتنت همین و بس...فکر نمیکردم که میری من میمونم تو این قفص ... رفتی و من با خاطرت عطر
تن تو زنده ام... رفتی ولی بدون عزیز حقم نبود که بی تو ام...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:58 توسط دلسا وسارا
|
سلام. . اومدید حتما نظر بذارید...نظر ندین مدیون هستین