تازه سرم را روی بالش گذاشته بودم ،پلک هایم روی بهم چسبیده و دیگر چیزی نفهمیدم 

صبح با صدای زنگ نوبایلم با عجله بلند شدم 

زنگش را قطع کردم ،نگاه صفحه گوشیم که کردم 2تماس از دست رفته و یک پیام داشتم 

علی بود :سلام بیداری؟

وقت نداشتم جوابش را بدهم 

و اماده شدم برای مدرسه ،وقتی برگشتم بعد از خواندن درس هایم بهش پیام دادم مگه نگفتم دیگه اس نده 

چیزی نگفت

باز اس دادم

علی؟؟؟

_بله؟

_چرا دیشب اس دادی ؟

_همین طوری 

_مگه دیونه ای که همین طوری.فقط امیدوار م قصد اذیت کردنم رو نداشته باشی

_چه اذیتی ؟

_در کل گفتم 

_خدا شفات بده

_همچنین

_مرسی

ودیگر جئابش را ندام 

شب بود بهش اس دادم 

_علی کچل شدی ؟

_اره

_بهت میاد

_کامل که کچل نشدم ولی خب اره میاد

_تقسیم شدی کجا افتادی؟

_جوان رود

_دوره؟

_نه دوساعت هس تا اینجا

_علی دلم برات تنگ شده

_پس چرا گفتی اس ندم

_عقلم میگه برا هر دومون بهتره که بهم اس ندیم ولی دلم ..

_دلت چی میگه؟

_میگه نمیتونم فراموشت کنم

_فدای دلت 

_دوستت دارم

_منم همینطور

_.........

.

.

.

.

.

.

_چی شد؟


فردا صبح اسش را دیدم اما حوصله ام نشد جواب بدهم 

دیشب بهش اس دادم 

_برای انان که مفهوم پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری گوچکتر میشوی !!!!!!!!

خوابم برد 

صبح دیدم اس داده :چرا جواب اس دیشب رو ندادی؟


.

.

.